به گزارش تحریریه، لائو وو(老武)، تحلیلگر و مفسر مستقل چینی در حوزه بینالملل و فناوریهای نظامی، در یادداشتی، پیامدهای این تحولات را برای منطقه بررسی میکند.
در این نزدیک به دو سالی که از سقوط حکومت اسد و به قدرت رسیدن جولانی میگذرد، روابط دوجانبه چین و سوریه دستخوش تغییراتی شده که خیلیها انتظارش را نداشتند.
بر اساس آمار رسانههای خاورمیانه، ارزش واردات سوریه از چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به ۶۶۹٫۹ میلیون دلار رسید؛ رقمی که تنها در شش ماه، از کل واردات این کشور در سال ۲۰۲۵، یعنی ۶۶۸ میلیون دلار، فراتر رفت.
📌اگر سه سال به عقب برگردیم، شیب این افزایش روشنتر میشود
در سال ۲۰۲۴، زمانی که بشار اسد هنوز بر سر کار بود، کل تجارت سوریه و چین حدود ۳۸۹ میلیون دلار بود. در سال ۲۰۲۵، صادرات چین به سوریه نسبت به سال قبل ۷۳ درصد جهش کرد و در سال ۲۰۲۶، این روند شتاب بیشتری هم گرفت.
فهرست کالاهایی که سوریه از چین میخرد نیز گویای همهچیز است: فولاد، ماشینآلات، تجهیزات، خودرو و مصالح زیرساختی؛ درست همان کالاهای حیاتی که بازسازی کشوری جنگزده بیش از هر چیز به آنها نیاز دارد.
خیلیها این روند را نشانه چرخش جولانی به سمت شرق میدانند، اما ماجرا آنقدرها پیچیده نیست. سیاست رسمی چین در قبال سوریه تغییر عمدهای نکرده است. دلیل اینکه شرکتهای چینی در سالهای گذشته جرئت ورود به بازار سوریه را نداشتند، به زبان ساده، ترس از تحریمهای آمریکا بود.
«قانون سزار» که ترامپ در سال ۲۰۱۹ امضا کرد، چارچوبی از تحریمهای بسیار سختگیرانه ایجاد کرد. هر شرکتی که میخواست وارد بازار سوریه شود، ناچار بود اول حسابوکتاب پیامدهایش را بکند.
آنچه واقعاً این قفل را باز کرد، سقوط حکومت بشار اسد بود.
پس از تحولات دسامبر ۲۰۲۴ در سوریه، آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا بهتدریج بخش عمده تحریمهای سوریه را لغو کردند. وقتی خطر کنار رفت، شرکتها هم بهطور طبیعی دستبهکار شدند.

اما اینکه جولانی، حاکم جدید سوریه، توانسته در کمتر از دو سال اوضاع را تثبیت کند و منابع لازم برای بازسازی را به کشور بکشاند، فقط نتیجه همراهی با جریان حوادث نیست. شیوه رفتار او در عرصه بینالمللی هم کمسروصدا نبوده است؛ بهویژه وقتی پای مسائل حیاتی سرزمینی در میان باشد او جرأتش را دارد که خواستههای ترامپ را نادیده بگیرد.
📌یک/ پاسخ صریح کاخ سفید؛ چرا سوریه باید بلندیهای جولان را واگذار کند؟
جولانی اخیراً سومین سفر خود به آمریکا از زمان به قدرت رسیدنش را آغاز کرده و برای دومین سال پیاپی نیز در نشست مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرده است.
او در جریان یک نشست علنی در شورای آتلانتیک، خود پیشقدم شد و به مناقشه ارضی سوریه و اسرائیل اشاره کرد؛ همچنین ماجرای رویارویی سال گذشتهاش با ترامپ را دوباره به میان کشید.

این اتفاق در نوامبر سال گذشته رخ داد؛ زمانی که جولانی برای نخستین بار به کاخ سفید رفت. ترامپ در همان ابتدای دیدار، موضعش را کاملاً روشن کرد: بلندیهای جولان متعلق به اسرائیل است.
اگر جای یک رهبر عادی از کشوری کوچک بود، احتمالاً برای حفظ فضای دیدار، موضوع را با یک شوخی و تعارف رد میکرد. اما جولانی بیدرنگ پاسخ داد: «در سراسر ایالت نیوجرسی آمریکا، دموکراتها همهجا هستند؛ پس چرا نیوجرسی را به اسرائیل نمیبخشید؟»
این جمله در ظاهر نوعی حاضرجوابی بود، اما در باطن، لحنی نرم و در عین حال سخت داشت.
حرف اصلیاش کاملاً روشن بود؛ حتی اگر تمام مردم یکی از ایالتهای آمریکا مخالف دولت مرکزی باشند، واشنگتن نمیتواند آن ایالت را همینطور بردارد و به کشور دیگری ببخشد. پس چرا وقتی نوبت سوریه میرسد، صرفاً چون در بلندیهای جولان اسرائیلیها زندگی میکنند، باید این سرزمین را دودستی تقدیم کنیم؟
جولانی همانجا حرفش را شفاف بیان کرد: بلندیهای جولان متعلق به مردم سوریه است و نه ترامپ و نه خودش، هیچکدام حق ندارند این سرزمین را به دیگری واگذار کنند.
شاید خیلیها ندانند که خود نام جولانی نیز با بلندیهای جولان گره خورده است. این نام در زبان عربی به معنای اهل جولان است. خانواده او اصالتاً از بلندیهای جولان میآیند و او بیش از یک دهه است که از این نام استفاده میکند. همین نام، بهخودیخود، موضعی حکشده در هویت اوست؛ صریحترین بیان دلبستگیاش به سرزمین مادری.
حالا که او به حاکم واقعی سوریه تبدیل شده، بعید است در مسئله سرزمینی جولان حتی اندکی کوتاه بیاید.

اما چرا سوریه پس از دههها مناقشه همچنان حاضر نیست از بلندیهای جولان چشم بپوشد؟ اینکه این منطقه را شاهرگ حیاتی خاورمیانه بدانیم، اصلاً اغراق نیست.
جولان را «برج آب خاورمیانه» مینامند. نزدیک به ۴۰ درصد از منابع آب شیرین اسرائیل از همین منطقه تأمین میشود؛ آبی که برای اسرائیل صرفاً یک مزیت طبیعی نیست، بلکه پایهای واقعی برای بقاست.
برای سوریه، این منطقه حتی معنای حساستری دارد؛ گویی شمشیری بالای سر کشور آویخته شده است. بلندیهای جولان از موقعیتی مرتفع برخوردار است و مستقیماً بر پایتخت سوریه، دمشق، اشراف دارد. فاصله جادهای آن تا دمشق تنها حدود ۶۰ کیلومتر است و با خودرو، رسیدن از آنجا به پایتخت تقریباً یک ساعت زمان میبرد.
تا وقتی این منطقه در کنترل کامل اسرائیل باشد، سوریه حتی درباره امنیت پایتخت خود نیز نمیتواند آسوده باشد.
📌دو/ شکاف هزار و چندصد میلیارد دلاری بازسازی؛ کشور ویرانشده قرار است پولش را از کجا بیاورد؟
هرقدر هم جولانی در حرف محکم و قاطع باشد، وقتی به داخل سوریه برمیگردد، باید با یک واقعیت تمامعیار و انکارناپذیر روبهرو شود: کشوری ویرانشده که باید دوباره از نو ساخته شود. پس از بیش از یک دهه جنگ، سوریه تقریباً به نقطه صفر بازگشته است.
بر اساس برآورد خبرگزاری رسمی سوریه، بازسازی بخش مسکن بهتنهایی حدود ۷۵ میلیارد دلار هزینه دارد. بازسازی مدارس، بیمارستانها، ساختمانهای اداری و تأسیسات صنعتی نیز به ۵۹ میلیارد دلار دیگر نیاز دارد. به این ترتیب، شکاف مالی بازسازی سوریه در مجموع از ۱۳۰ میلیارد دلار فراتر میرود.

اما سوریه در حال حاضر چه میزان توان اقتصادی دارد؟ بر اساس دادههای بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، یعنی پیش از آغاز جنگ، ۶۷٫۵ میلیارد دلار بود.
اما تا سال ۲۰۲۳، در نتیجه سالها درگیری و تحریم، این رقم ۸۵ درصد سقوط کرد و به تنها ۹ میلیارد دلار رسید. حتی با وجود بهبود نسبی در سالهای اخیر، تازهترین پیشبینیها تولید ناخالص داخلی سوریه را حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیارد دلار برآورد میکنند.
به بیان دیگر، هزینه بازسازی سوریه پنج تا شش برابر کل اندازه اقتصادی فعلی این کشور است.
تأمین چنین مبلغی از منابع داخلی عملاً ممکن نیست؛ بنابراین سوریه چارهای ندارد جز اینکه برای پیدا کردن پول، به بیرون از مرزهایش نگاه کند.
پس از تغییر حکومت، منابع مالی مختلف یکی پس از دیگری وارد میدان شدهاند. عربستان سعودی در نخستین گام، وعده ۱٫۵ میلیارد دلار کمک مالی داد و در کنار آن، توافقهای سرمایهگذاری بزرگی نیز مطرح کرد.
امارات متحده عربی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. در ماه مه امسال، دولت سوریه با شرکت دیپی ورلد دبی توافقی به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار امضا کرد و مدیریت بندر طرطوس، دومین بندر بزرگ سوریه، را به این شرکت سپرد. بندری که در دوران اسد، سالها تحت مدیریت شرکتهای روسی قرار داشت.
اما شرکتهای چینی مسیر تأمین کالا و اجرای پروژهها را دنبال میکنند.

بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی سوریه، در شصتوسومین نمایشگاه بینالمللی دمشق، شهرک صنعتی حسیاء در استان حمص مهمترین قرارداد نمایشگاه را به دست آورد؛ قراردادی با ارزش تقریبی ۵۰۰ میلیون دلار که پنج پروژه را شامل میشود: یک کارخانه فولاد، یک کارخانه تولید سرامیک، یک کارخانه مصالح ساختمانی، یک کارخانه قیر و یک معدن سنگ.
هر پنج مورد، نیازهای پایهای و فوری بازسازی هستند. در این پروژهها نه خبری از مذاکرات پیچیده درباره استانداردهای فنی است، نه بحث واگذاری حق بهرهبرداری و نه سازوکارهای پیچیده مالی. دقیقاً همان حوزههایی که شرکتهای چینی در آنها تجربه و توان بیشتری دارند.
در پایان اکتبر ۲۰۲۵، یک کشتی باری به نام کوئین ویویان (QueenVivian) وارد بندر طرطوس شد و حدود ۱۶ هزار تن فولاد و تجهیزات دیگر را به سوریه منتقل کرد. این نخستین کشتی باری بود که مستقیماً از چین به این بندر رسید.
در حوزه زیرساخت نیز کارها در حال پیشرفت است.
در ماه ژوئیه امسال، وزیر حملونقل سوریه، با شی هونگوی(史宏微)، سفیر چین در سوریه، دیدار کرد و رسماً اعلام کرد که وزارت حملونقل این کشور روند مناقصه بینالمللی برای اجرای دو پروژه راهبردی جادهای را آغاز کرده و بهطور ویژه از شرکتهای چینی برای مشارکت دعوت کرده است.
پروژه نخست، ارتقای جادهای است که مرز اردن و مرز ترکیه را به یک مسیر سریعالسیر تبدیل میکند. پروژه دوم نیز احداث یک مسیر انشعابی جدید از جاده دمشق به دیرالزور است. سوریها، فارغ از اینکه چه کسی در دمشق بر سر کار باشد، بهخوبی میدانند سرعت و کیفیت زیرساختسازی چین یعنی چه.
📌سه/ مانع واقعی؛ اگر این سد کنار نرود، عمیقتر شدن همکاریها هم فایدهای ندارد
تجارت با سرعت زیادی در حال رشد است و مذاکرات درباره پروژهها نیز ادامه دارد، اما برای اینکه سرمایه چینی در مقیاسی گسترده وارد سوریه شود، هنوز یک مانع بنیادیتر بر سر راه وجود دارد: امنیت.

فو تسونگ (傅聪)، نماینده دائم چین در سازمان ملل، نوامبر سال گذشته موضع پکن را کاملاً روشن بیان کرد: مبارزه با تروریسم، پایه و اساس بازسازی سوریه است. طرف سوری باید به تعهدات خود در زمینه مقابله با تروریسم عمل کند، اقدامات مؤثر و عملی انجام دهد، به پیشرفت واقعی برسد و اعتماد جامعه بینالمللی را جلب کند.
یک ماه بعد، او در نشست علنی شورای امنیت درباره سوریه، صریحتر صحبت کرد:
«تعداد زیادی از تروریستهای خارجی در سوریه فعالیت میکنند و دست به اقدامات تروریستی میزنند؛ مسئلهای که صلح و امنیت خود سوریه و حتی کل منطقه را بهشدت تهدید میکند. چین از دولت انتقالی سوریه میخواهد به تعهدات خود در زمینه مبارزه با تروریسم عمل کند و با استفاده از همه اقدامات مؤثر، قاطعانه با تمامی سازمانهای تروریستی بینالمللی فهرستشده در شورای امنیت، از جمله جنبش اسلامی ترکستان شرقی، مقابله کند.»
این افراد ناگهان از ناکجاآباد پیدا نشدهاند. نخستین سوابق نفوذ آنها به سوریه به سال ۲۰۱۲ بازمیگردد.
بر اساس اطلاعاتی که نهادهای رسمی و معتبر مبارزه با تروریسم چین منتشر کردهاند، پس از آنکه سازمان القاعده بهطور محرمانه نیروهایش را به رفتن به سوریه فراخواند، جنبش اسلامی ترکستان شرقی، نیروهای زبده خود را از منطقه مرزی افغانستان و پاکستان فراخواند و آنها را در چند مرحله، از طریق کشورهای همسایه، وارد سوریه کرد. این نیروها پس از پیوستن به گروههای افراطی محلی، در قالب گروههای مستقل وارد جنگ شدند.

آنها عمدتاً در استان ادلب فعالیت میکردند و با نیروهای مسلح تحت رهبری جولانی، که آن زمان هنوز در حال جنگ برای تصرف قدرت بود، روابط نزدیکی داشتند.
پس از سقوط حکومت اسد، شاخه سوری این سازمان منحل شد و اعضای آن در ساختار وزارت دفاع جدید سوریه ادغام شدند.
برای جولانی، این افراد در دوران جنگ نیروهایی توانمند و مؤثر بودند؛ اما حالا که به قدرت رسیده و باید کشور را بازسازی کند، مشروعیت و شناسایی بینالمللی به دست آورد و سرمایه جذب کند، همین نیروها به باری تبدیل شدهاند که بهسادگی نمیتوان از شرش خلاص شد.
بازسازی، پول و جایگاه بینالمللی؛ هیچیک از اینها را نمیتوان از مسئله هویت و سرنوشت این افراد جدا کرد.
برای این وضعیت، یک نمونه نزدیک و قابلاستناد وجود دارد: افغانستان.
طالبان در اوت ۲۰۲۱ دوباره قدرت را در افغانستان به دست گرفت و حالا بیش از پنج سال از آن زمان میگذرد.
روابط اقتصادی و تجاری چین و افغانستان در تمام این مدت قطع نشده است. شرکتهای چینی در بخشهای مختلف افغانستان، بهویژه در حوزه معدن، سرمایهگذاری کردهاند.
چین همچنین یکی از معدود کشورهایی بود که پس از سال ۲۰۲۱ سفارت خود در کابل را باز نگه داشت؛ اما با این حال، پکن هنوز دولت طالبان را رسماً به رسمیت نشناخته است.
مطالبه اصلی چین نیز هیچوقت تغییر نکرده است. در بیانیههای مشترک چین و پاکستان که از ابتدای امسال منتشر شده، بهصراحت از طرف افغانستان خواسته شده است اقدامات قابل مشاهده و قابل راستیآزمایی برای متلاشی کردن تمام سازمانهای تروریستی مستقر در خاک افغانستان انجام دهد. سه کشور حتی در ارومچی، نشستی تخصصی را به مدت یک هفته برای بررسی همین موضوع برگزار کردند.
بنابراین، رویکرد چین در قبال جولانی نیز تفاوتی نخواهد داشت. پکن قرار نیست یکباره حمایت کامل و بدون قیدوشرط خود را در اختیار او بگذارد یا حکومتش را بهطور کامل به رسمیت بشناسد. در عوض، دورهای از آزمون و ارزیابی در پیش خواهد بود.
مدت این دوره نه به میزان نزدیکی جولانی به آمریکا، بلکه به این بستگی دارد که او چگونه مسئله این نیروهای افراطی را مدیریت و حل و فصل کند.
سوریه در محل تلاقی اروپا، آسیا و آفریقا قرار گرفته و به اروپا نیز نزدیک است. جولانی واقعاً میتواند برای بازسازی کشور، روی منابع و حمایتهای غرب حساب کند. اما اگر به همین دلیل توان اقتصادی و ظرفیت بازار چین را نادیده بگیرد، بدون تردید یکی از بزرگترین پشتوانههای ممکن را از دست خواهد داد.
او بهعنوان حاکم یک کشور، باید این حساب و کتاب را دقیق انجام دهد.
پایان/
منبع: 【锐武评:阿萨德政权倒台还不到2年,中叙两国之间,发生了令人瞩目的变化】
https://m.toutiao.com/is/DKfErmjUUQg/













نظر شما